حكيم ابوالقاسم فردوسى

241

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

برآمد . چون روز فرا رسيد و خورشيد ، زنگار از آسمان برداشت و پيراهن مشك رنگ شب را بردريد ، شاه ايران بر اسپ سياه‌رنگ خود سوار گشت و بيآمد و به گِرد سپاه بگرديد . آنگاه به رستم پيل تن گفت : اى مهتر مهربان انجمن ، اميد آن را دارم كه افراسياب ديگر هرگز گيتى را به خواب هم نبيند . چه كشته و چه زندهء او كه بدست آيد ، سر تيغ يزدان پرست را خواهد ديد . اكنون چنين مىپندارم كه از هر سو براى او سپاهيانى بيآيد ، زيرا چنين نيرويى دارد . ليك آن سپاهيان ، از ترس است كه او را يارى مىدهند ، نه از كين و كامگارى او . پس ما نيز بكوشيم تا پيش از آن كه او سپاهيان را به نزد خود فرا خواند ، راه را بر او بگيريم و باروى آن دژ را فرود آوريم و همهء سنگ و خاكش را به رود بريزيم . اكنون ديگر روزگار سختى سپاهيان ما گذشته و آن روزهاى رنج ، جاى خود را به آرامش داده است . چون دشمن در پشت ديوار پناه گيرد ، ديگر سپاه ما از پيكار و كين او نترسند . افراسياب دل شكسته در اين شارستان است كه از اين پس بىگمان خارستان مىگردد . اينك ما چون گفتار كاووس را به ياد آوريم ، همگى روانهايمان را به سوى داد خواهيم آورد زيرا او گفت : اين كينه را كه همچون درخت برومند با تنه و شاخه است ، روزگار با زنگار و گَرد نخواهد پوشاند . پسر بر پسر اين كينه را بگذراند و اين چنين باشد تا ششسد سال بگذرد « 1 » . و در سراسر اين روزگار ، آن كينه بسان درختى تازه برگ باشد و از براى كينه شاهان ، دل هيچ كس از مرگ نترسد . چون پدر بگذرد و آن كينه بر جاى بماند ، پسرش بر آن درد ، راهنما باشد . بزرگان كه آن گفتار كى خسرو را بشنيدند ، او را خسرو پاك كيش خواندند و گفتند : باشد كه كينهء پدر بر تو بسر آيد و هميشه شاد و پيروزگر باشى .

--> ( 1 ) - مراد اين است كه اين كين تا حدود 600 سال پس از كشته شدن سياوش يعنى تا آخر حكومت كيانيان ادامه خواهد يافت .